السيد موسى الشبيري الزنجاني

6836

كتاب النكاح ( فارسى )

غلو در بين روايات راوى محل خدشه است . راه سوم : مشهور بودن كتاب بزنطى اينكه مشاهده مىشود كه كلينى يك يا چند طريق را به طور مكرر نسبت به يك شخص ذكر مىكند مثل اينكه محمد بن اسماعيل عن فضل بن شاذان عن ابن عمير ، اينها طريق به كتاب آن شخص است و اينها مشايخ اجازه روايت او بوده‌اند كه نقل كتاب را اجازه گرفته‌اند نه اينكه شفاهيات باشند و بلكه بسيارى از اينها كتاب نداشته‌اند ، و لذا كتبى مثل كتاب بزنطى و كتاب حسن بن محبوب از كتب مشهوره بوده‌اند و اطمينان به انتساب آنها به صاحبش وجود داشته است ، پس نيازى به بررسى سلسله سند آنها نيست . راه چهارم : نقل حسين بن سعيد حسين بن سعيد هم اين روايت را در كتاب « نوادر » كه به نام احمد بن محمد بن يحيى چاپ شده است از صفوان بن يحيى به طريق معتبر نقل نموده است و البته كتاب مال حسين بن سعيد است و مؤيدش اين است كه طبرسى در « مجمع البيان » همين روايت را از حسين بن سعيد عن صفوان بن يحيى نقل نموده است . راه پنجم : طريق معتبر شيخ مرحوم شيخ نيز اين روايت را از احمد بن محمد بن ابى نصر به طريق على بن اسماعيل نقل نموده است و على بن اسماعيل هر كس باشد ، به نظر ما او هم ثقه است چون شيخ روايات فراوانى را از او نقل نموده و اصلا در مورد او مناقشه‌اى نكرده است . خلاصه اينكه سند روايت مورد بحث قابل تضعيف نيست . اشكال دوم بر روايت بزنطى اين روايت موضوعش قرار دادن مهر براى پدرزن است ، پس مدلولش عدم جواز قرار دادن اجاره براى پدر زن مىشود و ربطى به اجير شدن زوج براى خود